عکس رقص محلی زنان لر
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:

 

 


ضرب المثل های لری
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:

تا کچکی نکی و گپی نمیرسی
تا کوچکی نکنی به بزرگی نمیرسی
یادآوری به افرادی است تا از فرمانبرداری بزرگترها و استادان رنجیده خاطر نشوند موفق نمی شوند.

تراز گـُروَه تا در کَه دو
مسیر راست و همیشگی گربه تا در انبار کاه
کنایه به افرادی است که رفت و آمد بجای معین دارند.

بزم میره, بالا می شینه
بدگویی و غیبت می کند,در صدر هم می نشیند.
کنایه به افراد از خود راضی و دورواست.

چش دخوش سی بی سرمه داخلش کرد
چشم از خودش سیاه بود, سرمه هم تویش کشید
دوباره کاری و انجام کارهای زائد و غیر لازم.

د دیت کور بیم و تشت روشه نویم
از دودت کور شدم, با آتشت روشن نشدم( گرم نشدم)
کنایه به افراد بی سود و زیان آور است.

زیه و هفتا آوو, قاووش ترنیه
به هفتاد آب زده, مچ پایش هم خیس نشده
افراد هفت خط و زرنگ را گویند.

ملیچک امسال, جیکه جک پارسال
گنجشک امسال, جیک جیک پارسال
ادعای بیش از توان کردن.

ضرب‌المثل‌های الیگودرز (بختیاری)
ایر کلا آقاسه نیده بید, ادعا شایی اِکرد.
اگر کلاه پدرش را ندیده بود, ادعای شاهی می کرد.
خودبزرگ بینی و تکبر بی مورد

دَدَر و داآ اِبره کُرو بوه
دختر به مادر شبیه است و پسر به پدر
در مورد شباهتهای اخلاقی بین فرزندان و پدر و مادرشاناین مثل آورده می شود.

ز خاک ورداشتن چو کنیش دِ خره
از خاک برداشتن,کاشتن تو گل
از بندی به بند سخت تر گرفتار شدن

کور ز تیاس ترسه، کچل ز سرس
کور از چشمهاش می ترسد و کچل از سرش
هر کسی از نقطه ضعف خودش ترس دارد.

و کچل گتن سی چه سر ته شنه نکنی، گت: خوشم ز ئی قرتی گریا نیا
به کچل گفتن چرا سرت را شانه نمی کنی، گفت: از این قرتی گریها خوشم نمیاد
هر کس در کاری سود نداشته باشد آنرا مناسب نمی داند

کُر خو سی هر که با سرمایه نیخوا
پسر خوب برای هر کس باشد سرمایه نمی خواهد
اشاره به غیرت و جوهر داشتن پسرهای خوب است.

ترانه سیت بیارم، تک بیت‌هایی که در لرستان در وصف عروس و داماد می خوانند

سیت بیارم, سیت بیارم, باری گل باری حنا
بارهای گل و حنا برایت بیاورم

حنایا سی دس و پاته, گلیا سی سر جا
حناها برای دست و پایت است و گلها برای داخل حجله

ژیره کفتم, ژیره بختم, گرتژیره وم نشس
زیره کوبیدم و بیختم, گرد زیره بر من نشست

شادوماد در دروما, سر تا پا گل وم نشس
شاداماد از در که درآمد غرق در گل شدم

ئی انارون نشگنی تو, مر ایما انار حریم
این انارها را نشکنید ما نیامده ایم انار بخوریم

سوز کیونه, زین کنیتو, ایمانیش عروس بریم
مادیان سفید عروس را زین کنید, آمده ایم عروس را ببریم

ای برارو, ای خوورو, سر من قوربون تو
ای برادر و خواهرانم سر من قربانی سر شما

ایقدر خدا نکشم, سی حنا و نون تو
آرزو می کنم زنده باشم و حنا بندان شما را ببینم

 

 


رقص در ایل
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:

رقص در ایل نشانی از همبستگی،اتحاد و عاطفه است،همه می رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر.اگر رقص فردی هم باشدبه منظور زور آزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان از قدرت و اعتماد است آن هم همراه با موسیقی پر تحرکی که یادآور چنگ و ستیز است.از رقصهای رایج و پر تحرک بختیاری رقص سه پا را باید نام برد در این رقص زن و مرد با نوای  توشمالان می رقصند،سه قدم برمی دارندبعد یک پا را جلو می گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می دارند،این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می شود. از دیگر رقصهای مرسوم و معروف در ایل بختیاری رقص گروهی<جیران جیران>است که گروهی است و مردان و زنان با هم در آن شرکت می کنند و می رقصند. از دیگر رقصهای گروهی بختیاریها که در آن حرکات دست و پا بسیار سریع بوده و نیازمند قدرت و انعطاف بدنی بسیار است رقص <دهی دته>می باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می شود.از جمله رقصهای دیدنی بختیاری ها که کم و بیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایر ایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام <دخوس>یا<خسه>و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می گردد.در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان (توشمالان در میان بختیاری ها)و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می گیرد و فروکش می کند زنان و مردان همراه هم میر قصند. توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می کنند و در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالاها می خواهند تا مجددا بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی بار دیگر به ناگاه آغاز شده و این فراز و فرودها ادامه می یابد.لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به انها توشمال می گویند. هفت لنگان به آنها توشمال>یا<میشکال>و چهار لنگان به آنها <خطیر>می گویند.در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال و خواننده ای خاص خود را دارد تا همواره همراهشان باشندو در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند. توشمالان در ایل بختیاری زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ،لطیفه ها،متلها و ضرب المثلهامی شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدید آورنده و نگاهدارنده آثار و ادبیات عامیانه و فلکلور این سرزمینند.در بررسی رقص و مراسم اجمالی آن و رفتار شناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار میتوان این نکات را مطرح کرد.رقص نمادی از وابستگی های عاطفی اعضای ایل اتحاد،همدلی و هماهنگی اعضای طایفه و ایل است. رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگر نشانگر آن است که تمامی اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته های فرهنگی یکدل و مصمم .حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می رساند. مردان ایل در همراهی زنان در رقابتهای نمادین نشان می دهند که از نقش موثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل اگاهند و برای آن ارزش قائلند.چوب بازی که معمولا مردان در آن شرکت می کنند،نشانه ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل مصمم و توانایند. این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می دهد و شبه ی امکان تجاوز به حدود ایل را از هر بدخواه خارجی می گیرد.

 

 


موسیقی محلی لری
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:


موسیقی لری از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است:

 

موسیقی‌های آوازی (کلامی)

موسیقی‌های سازی

 

موسیقی‌های آوازی (کلامی):


۱- آواهای کار:برزگری،خرمنکوبی (گاهوله)،شیردوشی (گا دوشی)،مشک زنی،برنج کوبی


۲- آواهای شادمانه (عروسی):سیت بیارم،بینا بینا،سوزه سوزه،بزران بزران،هی لُو هی لُو


۳- آواهای عاشقانه:کشکله شیرازی،کوش طلا،گنِم خر،قدم خیر،اَی اَی،آفری قمرتاج،آواهای عاشقانه،کیودار،کلنجه زرد،ماله ژیر،بزران بزران،شیرین و شامیرزا،هاریلُو


۴- کلام‌های دینی:کلام‌های یارسان،چل سرو

۵- مویه‌ها:
سرلشونه،مور،ساری خوانی،هوره -ژَن چِر،گورانی



۶- آواهای دلتنگی و غریبی:علیدوستی،عزیز بگی،هوره«کو چر» و «سوار چر»



۷- آواهای حماسی:شیرین و خسرو،شاهنامه خوانی لری ولکی،قی دادُوا،حماسه کرمی،دایَه

دایَه



۸- آواهای طنز:ماس فروش،هورم هورم،هی را سی سله،دُز ناشی



۹- آواهای هجو و ۱۰- لالایی‌ها



موسیقی سازی:


سرنا ، دهل ، تال (کمانچه) ، تنبک (تمک)، تنبور . دوزله ، بلور


استاد فقید علیرضا حسین خانی در حال نواختن ساز تال

 

استاد فقید همت علی سالم در حال نواختن ساز تال ۴ سیم



استاد فقید شامیرزا مرادی(مروارید اقیانوس ها) در حال نواختن ساز سرنا



۲-مقام‌های شادی (عروسی):


رقص: سنگین سما، دوپا، سه پا، شانه شکی، اشکاری. چو بازی. سوارونه
نوع ساز: سرنا، دهل، تنبک و کمانچه
رقص و آواز: بینا بینا، کیودار، کلنجه زرد. هی لُو هی لُو. بزران


۳-مقام‌های سوگواری - نوع ساز: دهل، سرنا

پاکتلی،چمری،سحری،شیونی،یاری (یاره هو)۴-مقام‌های عاشقانه و دلتنگی - نوع ساز: کمانچه، تنبک
قدم خیر
کشکله شیرازی (دو گونه: گرمسیری و خرم آبادی)
علیسونه



تاریخچه و انواع موسیقی در لرستان

بر اساس کاوش‌های باستان شناسی در مناطق لرنشین، تصویری از رقص و پایکوبی بر قطعه‌ای سفالی به دست آمده که قدمت موسیقی در این منطقه را به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح رقم می‌زند.همچنین از آثار و شواهد به دست آمده در این مناطق تصاویری از آلات موسیقی دوران مانند شیپور و تنبور بر روی ظروف نقره وجود دارد که حاکی از رواج موسیقی نزد این قوم در عهد ساسانی است. امروزه نیز برخی از نغمه‌های باستانی در قالب مقامهای موسیقی قومی باقی مانده‌است.


انواع موسیقی در قوم لر:


هم اکنون موسیقی لری در قالب ترانه به هفت بخش تقسیم می‌شود:

۱-موسیقی و ترانه‌های غنایی و عاشقانه: شامل ترانه‌ها و آهنگهایی است در وصال یا فراق معشوق مانند ترانه‌های هی لو، بینا بینا، کیودار یا نغمه‌های شیرین و خسرو، ساری خوانی، میربگی(میرونه) و ده‌ها ترانه دیگر که در مقامهای مختلف موسیقی لری اجرا می‌گردد.

۲-موسبقی و ترانه‌های حماسه رزمی: این سرودها بیانگر ارزشهای حماسی و رزمی جنگاوران در میان ایل هستند. مانند جنگ لرو، دایه دایه و … یا مقامهای موسیقی بدون کلام که در رزم‌گاه و مسابقه به کار رفته‌اند، مانند جنگه را، سوارهو، نقاره و ….

۳-موسیقی و ترانه‌های سوگواری: این موسیقی بیشتر جنبه آیینی داشته‌است و در مواقع سوگواری از روزگار کهن تا کنون کاربرد فراوانی دارد، مانند چمری یا سایر مقامها؛ از جمله، سحری، پاکتلی، شیونی و ده‌ها مقام دیگر.

۴-موسیقی و ترانه‌های فصول: موسیقی و ترانه‌های ویژه فصول مختلف مانند برزه کوهی، ماله ژیری، کوچ بارو ….

۵-موسیقی و ترانه‌های کار: به منظور سهولت و تسریع در کار مردان و زنان ایلاتی، این ترانه‌ها - به صورت فردی یا دسته جمعی- خوانده می‌شود، مانند ترانه‌های گل‌درو(برزیگری)، هوله(خرمن کوبی)، مشک زنی، شیردوشی و چوپانی.موسیقی و ترانه‌های طنز: این ترانه‌ها اغلب به صورت فی البداهه در هجو شخص یا موضوع یا مکانی سروده شده و برخی اوقات نیز با حرکات نمایشی طنز آلود فرد یا افرادی همراه بوده‌است: هه‌نبات، کاسمسا(کاسه همسایه) و … از این نوع هستند.

۷-سرودهای مذهبی: بر اساس کلام‌های یارسان(از سروده‌های اهل حق)بوده، جنبه عرفانی و اعتقادی آن بسیار عمیق است. مانند ضامن آهو، سرای خاموشان(شهر بی‌صدا)، دوازده کلام یاری و ….

در طول دهد اول انقلاب اسلامی به علت برخوردهای شدید با اجرای موسیقی به ویژه موسیقی قومی، از میزان مشارکت موسیقی در بخش‌های مختلف زندگی قومی کاسته شد اما در گذشته که موسیقی شادمانه و غنایی همراه با رقص‌های جمعی صورت می‌گرفت، در مناطق لر نشین به این صورت اجرا می‌شد:

۱-قطار ۲-سنگین سما ۳-هل پرکه یا هل پرکان ۴-دوپا

۵-سه پا ۶-شانه شکی ۷-اوشاری

البته توالی و ترتیب به هنگام اجرای رقص صورت می‌گرفت و در صورت دیدن سواران، مقام‌های موسیقی رقص قطع می‌گردید و به اجرای مقام‌های سوارکاری(موسیقی رزمی) می‌پرداختند. مثلاً اگر مقام هل پرکه در حال اجرا بود، با دیدن سواران مقام نقاره نواخته می‌شد که در ابتدای مقامهای موسیقی سوارکاری است. در مناطق لرنشین توالی و ترتیب موسیقی غنایی بدین گونه‌است: ۱-سنگین سما ۲-دوپا ۳-سه پا ۴-شانه شکی؛ گاه ضمن اجرای این مقامها، مقامهای دیگری مانند شیرین و خسرو، سارو خوانی و … نیز اجرا می‌شود.




از ترانه‌های مشهور قوم لر می‌توان به قدم خیر، رنگینه، کش طلا(کفش طلا)، صنم گل، هالو گنم خر و … اشاره نمود. موسیقی و ترانه‌های حماسی در قوم لر در دو جهت عمل نموده‌اند؛ تشویق ایلات و عشایر به شرکت و حضور در میادین نبرد(مانند ترانه دایه دایه) و حفظ و زنده نگهداشتن یاد برخی از شخصیتهای حماسی قوم لر در دو بخش بی‌کلام، مانند مقام‌های سحری، نقاره، شاره را، یا با کلام، مانند ترانه‌های دایه دایه، جنگ لر وکرمی اجرا می‌شود. از هنرمندان قوم لر نجفقلی میرزایی، علیرضا حسین خانی و پیرولی کریمی را می‌توان نام برد. جهت آشنایی بیشتر با فرهنگ غنی موسیقایی در قوم لر به شرح ابعادی از موسیقی این قوم می‌پردازیم:

الف)موسیقی سوگواری: بیانگر مراحل مختلف عزاداری و سنتهای رایج آن در لرستان است. این موسیقی نیز به صورت بی‌کلام(مانند مقام‌های سحری، پاکتلی، چمری) و با کلام(مانند مراسم راراپیشکوه، راراشتکوه، راراشیرازی یا دنگ دال در مناطق مختلف بختیاری) اجرا می‌شود.به عنوان مثال اشعار متداول در دنگ دال از این دست است:

  ترانه لری                                                ترجمه فارسی
اَسبت و زین و کتلت زیه در مال                   اسبت به زین و کتل تو جلوی منزلگاه است
دشمنو شادی کنان دوسو زنان زال              دشمنان شادی می‌کنند و دوستان زار می‌زنند
شمشیرت منه غلاف ترسم خورش زنگ       شمشیرت در غلاف مانده ترسم زنگ بزند
کینه دارم بعد خوت وش وش بکنه جنگ       چه کسی را دارم که بعد از خودت با آن جنگ کنم
دات برو کگو برو همه بران مو         مادرت موی می‌برد خواهرت موی می‌برد همه گیسو می‌برند
همه برن و کارد زنت و خنجر            اگر همه با کارد موی برند همسرت با خنجر موی می‌برد



ب) موسیقی فصول: بر اساس اعتقاد حکما در قدیم اجرای موسیقی با اوقات شب و روز، ماه‌ها و فصول در ارتباط بوده‌است و برای هر مقطع از زمان در هر ماه یا فصل، موسیقی و نغمه‌های ویژه‌ای را توصیه می‌کردند. در مناطق لرنشین نیز در گذشته چنین سنتی وجود داشت، از جمله نغمه شادمانه برزه کوهی که به هنگام بهار و بازگشت ایل از قشلاق و جشن بازگشت به سرزمین نواخته می‌شد.

ج)موسیقی و ترانه‌های کار: شامل ترانه‌هایی است که مردان یا زنان به ویژه جوانان در هنگام کار، مانند جمع‌آوری هیزم، آب، شیردوشی و برداشت محصول مشک زنی و … می‌خوانند؛ به عنوان مثال دختران و زنها هنگام آوردن آب چشمه آوازی را به صورت همسرایی اجرا می‌کنند که زنگوله‌دار نامیده می‌شود. زنان در لرستان هنگام شیردوشی آوایی را زمزمه می‌کنند.

د)موسیقی و ترانه‌های طنز: این موسیقی و ترانه‌های که با اجرای حرکات موزون همراه است، در لرستان توسط عده‌ای بنام دلی اجرا می‌شد که استعداد فراوانی در ردیف کردن کلمات و اشعار به صورت بداهه داشتند و از این راه ارتزاق می‌کردند. بیشتر مردم از ترس هجویات جالب آنان مجبور به دادن مبلغی به آنها بودند.

ه)موسیقی مذهبی: این موسیقی شامل سرودهای یارسان که وزن خاصی دارند و به کلام معروف هستند و در نسخ مختلف به گویش گورانی ولکی لرستانی (نور آباد)ثبت شده‌اند می‌شود. این کلام‌ها در نزد اهل حق بسیار گرامی و محترم شمرده می‌شوند و شامل تعالیمی هستند که هر شخص وظیفه دارد در طول حیاط خود از آنها پیروی کند. برجسته ترین سازی که این نغمه‌ها را می‌نوازد«تنبور»(تمیره)است که در صفحات پیشین ذکر آن آمده‌است.

بررسی و تحلیل ضرباهنگ ترانه‌ها

موسیقی و ترانه‌های قوم لر معمولاً در میزانهای مرسوم۴/۲، ۸/۶، ۸/۷ اجرا می‌شوند. همانطور که مشاهده می‌شود این وزنها در موسیقی قوم کرد نیز وجود دارند. اما نکته قابل ملاحظه در این میان نحوه اجرای تاکیدها در هر قوم است که باعث تفاوت و ایجاد ویژگی برای هر قوم می‌گردد. در تعدادی از ترانه‌ها شروع ملودی با سکوت همراه است(وجه مشترک با قوم کرد)، لیکن در اجراها همواره چوبی لری که به زبان چوبی سه پا نامیده می‌شود، با چوبی کردی متفاوت است. به این معنا که فرم قطعه مانند چوبی کردی است اما نوازنده تنبک ضربه‌ها را به قسمت ثابتی از پوست وارد می‌سازد که در طول اجراها تاکیدها به گوش می‌رسد. در اجرای ریتم۸/۶ نیز این تفاوت نسبت به ریتم سماع در موسیقی کردی مشهود است.


بررسی و تحلیل ملودی ترانه‌ها

قوم لر به ویژه در منطقه لرستان نسبت به سایر اقوام بیشترین بهره را از دستگاه ماهور برده‌اند. آمیختگی فرهنگی با این دستگاه سبب ایجاد گوشه شیرین خسرو در ماهور شده است؛ چنین گوشه‌ای در موسیقی سنتی ایران در دستگاه شور وجود دارد و اجرای این گوشه در دستگاه ماهور، منحصر به قوم لر است. در مناطق بختیاری تشمالها افرادی هستند که به اجرای موسیقی اشتغال دارند. نغمه‌های این ناحیه معمولاً در دستگاه شور نواخته می‌شود و در قالب اشعار غزل گونه و عاشقانه، گاهی شرح زندگی قوم و ایل و گاه در قالب لالایی‌های مادرانه متجلی می‌شوند. نغمه‌های فراوانی، از جمله علی سونه لری یا شیرین خسرو وجود دارند که دارای ریتم آزاد هستند.

ساز کمانچه به عنوان ساز رسمی قوم لر ایفای نقش می‌کند. نحوه نوازندگی و ایجاد ویبراسیونها توسط نوازندگان محلی باعث می‌گردد نوعی لهجه خاص مربوط به این قوم در ملودی‌ها طنین بیندازد. این لهجه ملودیک ناشی از اجرای زینت‌های خاص توسط نوازندگان و تاکید بر فواصلی است که با آنچه مبنای فواصل موسیقی غربی است، تفاوت دارد. همچنین در بسیاری از قسمت‌ها شروع از درجه دوم (نت ر) است و در مواردی ایست قطعات نیز بر این درجه استوار است که باعث تفاوتهایی در نحوه بیان با دستگاه ماهور در ردیف می‌گردد. ملودی‌ها در سه بخش باستانی(شامل کلام‌ها)، روستایی(همراه با دوزله و دهل) و شهری(همراه با کمانچه و گاه در کنار سایر سازها) قرار می‌گیرند. فواصل موسیقی باستانی با تفاوتهایی اندکی منطبق بر فواصل موسیقی تنبوری در قوم کرد است. از جمله این نغمه‌های باستانی می‌توان به مقام‌های سحری، هوره و چمری اشاره نمود.



ویژگیهای کلی موسیقی لری
۱- بعضی از ترانه‌ها در ابتدا با سکوت(ضد ضرب)همراه هستند، این مطلب به عنوان نقطه اشتراک با موسیقی قوم کرد مطرح است.

۲- ترانه‌ها مانند سنت رایج در ترانه‌های محلی سایر نواحی، از دو جمله (فراز و فرود)و گاه از یک جمله تشکیل یافته‌اند. و معمولاً بیت واحدی از کلام در هر ترانه وجود دارد که مانند ترجیع بند تکرای می‌گردد، عموماً ترانه‌ها با انتخاب کلمه‌ای از این بیت نامگذاری می‌شوند-مشابه این مورد در ترانه‌های قوم کرد وجود دارد.

۳- در ترانه‌ها همواره از کلماتی مانند هه، خدا، اری، عزیزم و … استفاده می‌شود که این کلمات در پیوند و تطبیق هجاهای شعر و موسیقی ایفای نقش می‌کنند.

۴- معمولاً در پایان هر ترانه نوازندگان قطعه‌ای ضربی با ریتم ۴/۲ می‌نوازند-این مورد نیز در موسیقی قوم کرد وجود دارد.

۵- از اشعار هجایی و بیت‌های تکراری در ترانها (نسبت به قوم کرد)کمتر استفاده می‌گرد به ویژه در ترانه‌هایی که برای مردم لر شناخته شده هستند.

۶- در اجرای موسیقی نوعی لهجه خاص (لری)توسط نوازندگان کمانچه القا می‌شود که تاکیدی بر هویت ملودیک موسیقی در این قوم می‌باشد.

۷- قسمت اعظم ترانه‌های قوم لر(به ویژه در منطقه لرستان) در دستگاه ماهور ساخته شده‌اند این ساخته‌ها با حسن سلحشوری و روحیه حماسی مردمان این منطق منطبق است.

۸- هر اندازه موسیقی منطقه لرستان به موسیقی کردی نزدیک است به همان نسبت موسیقی مناطق بختیاری با موسیقی نواحی فارس و جنوبی ایران سنخیت دارد.



سازهای رایج


تنبور، سرنا، دوزله، کمانچه لری، تنبک، دهل و سازهای سنتی مرسوم از جمله سازهایی هستند که در موسیقی قوم لر مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این میان کمانچه تنها سازی است که با ساز سایر اقوام تفاوت اساسی دارد.

کمانچه لری(تال): سازی است که به کمانچه متداول در موسیقی سنتی شباهت‌های فراوانی دارد اما دو ویژگی آن را از کمانچه سنتی مجزا می‌سازد. اولین ویژگی مربوط به کاسیه این ساز است که برخلاف کمانچه سنتی بسته و یک تکه نیست بلکه انتهای آن باز، شکلش تا حدودی مخروطی و درون کاسه و زیر پوست قابل مشاهده می‌باشد. به همین دلیل آن را کمانچه پشت باز نیز می‌گویند.

دومین ویژگی در حفظ سنت کهن تعداد سیم‌ها در این ساز است. از دوران باستان تا عهد قاجار کمانچه دارای سه سیم بود، لیکن پس از ورود ویولن به ایران کمانچه نوازان به تقلید سیم چهارمی بر کمانچه افزودند.

کمانچه موسیقی سنتی امروزه دارای چهار سیم می‌باشد. شایان ذکر است که در موسیقی قوم کرد از این کمانچه استفاده نمی‌شود و با وجود وجوه اشتراک میان ا ین دو موسیقی کمانچه پشت باز فقط به عنوان ساز انحصاری قوم لر مطرح است.


ترانه دایه دایه



زین و برگم بونیت واو مادیونم           زین و برگم را به مادیانم ببندید
خورم بوریتو سی هالوونم               خبر مرا برای دایی‌های من
ببریددایه دایه وقت جنگه                  ای مادر ای مادر هنگام جنگ است
قطار که بالا سرم پورش زشنگ        قطار بالای سرم پر از فشنگ
چیو طلا برق می‌زنه لقام اسبش      لگام اسبش مانند طلا برق می‌زند
کرسیول اسپی بکش خینم حرومت   پسر سبیل سفید(رضاخان)مرا بکش و خونم حرامت باد
تا قیامت می‌مونه‌ای ننگ به نومت    تا قیامت این ننگ به نامت باقی خواهد ماند
برارونم خیلیین هزار هزارن              برادرانم خیلی هستند هزارهزار (هزاران نفر)
سی تقاص خینه مه سرور میارن     برای تقاص خون من شادی می‌کنند


دوستان عزیزم سلام

اول اینکه قطعاتی که برای دریافت قرار داده ام دارای اسامی خاصی هستند که اگر مایل هستید معانی ان را بدانید و اصولا در مورد خود قطعه و ماهیت ان بیشتر مطلع شوید،پیشنهاد می کنم متن فوق را بخوانید.مطالب زیاد به نظر می رسد ولی بسیار جالب و زیبا هستند.

در پایان ارزوی همیشگی که همان ارامش روحی و موفقیت است را برایتان دارم و امیدورام از  موسیقی لری هم لذت ببرید و اگر نقطه نظر،پیشنهاد در مورد کلیت وبلاگ و یا انتقادی دارید،در بخش نظرات اعلام فرمایید.

سیت بیارم                                   دوپا

سنگین سما                               عشایری

اوشاری                                        سواربازی

عروس برون،حنابندون                 کبک من

شانه شکی


لر و تاریخ
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی:

• مقدمه ایران،کشوری چندفرهنگی است که تنوع قومی و زبانی، یکی از ویژگی های شاخص آن است.امروزه قومیت های مختلفی در پهنه جغرافیای وسیع این کشور زندگی می کنند که هریک با فرهنگ خاص خود نقش به سزایی در تاریخ و نیز شکل گیری فرهنگ ایرانی داشته اند.یکی از این قومیت ها لرها هستند که برخلاف کردها و ترک ها،تنها در مرزهای سرزمینی ایران ساکن بوده و بیشتر در غرب کشور حضور دارند.لرستان،خوزستان ،چهارمحال و بختیاری،کهگیلویه و بویراحمد و تا حدودی همدان، ایلام و قزوین از جمله استان هایی هستند که لرها در آنها سکونت دارند.این مقاله قصد دارد گوشه هایی از تاریخ این قوم را نیز بررسی نماید. • وجه تسمیه اولین اشاره‌ به لرها را می‌توان در متون تاریخی و جغرافیایی قرن 4 ه‍.ق. در واژه‌هایی مثل "اللّریه"، "لاریه"، بلاد اللور" و "لوریه" یافت. با این حال برای یافتن اولین اظهار نظرها پیرامون وجه تسمیه لر باید تا قرن هشتم پیش آمد. حمدالله مستوفی به نقل از "زبده التواریخ" می نویسد: "وقوع [این اسم بر آن] قوم، بوجهی گویند از آن است که که در ولایت مانرود دهی است که آن را "کُرد" خوانند و در آن حدود، بندی که آن را به زبان لُری "کول" خوانند و در آن بند، موضعی که آن را " لُر" خوانند. چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته‌اند، از آن سبب ایشان را لُر خوانده‌اند. وجه دوم آن که به زبان لُری کوه پر درخت را "لِر" گویند، بکسر راء.

به سبب ثقالت،کسره لام را به ضمه بدل کردند و لُر گفتند. وجه سیوم آن که شخصی که این طایفه از نسل اویند، لُر نام داشته است .قول اول درست‌تر می‌نماید و هر چیز که در آن ولایت نبود،به زبان لُری نام ندارد و به مجاز از نقل زبانی دیگر نامی بر آن اطلاق کرده‌اند." منیورسکی،مستشرق بزرگ روسی می گوید:"اگر بخواهیم اصطلاح لر را مشتق از کلمات ایرانی بدانیم می توان لر را ماخوذ از لهراسب دانست" او همچنین به نقل از یوستی در نامنامه ایرانی می گوید:" لُر می تواند مشتق از کلمه فارسی Rudhro به معنای قرمز باشد." اصطخری، صحرای "لور" در شمال دزفول را که شهر باستانی "اللور" در آن است خاستگاه لرها و نام آن‌ها را ماخوذ از نام این شهر می‌داند. دیگران "لر" را تحریف شده "لیر" یا "لِر" می‌دانند. لیر در لری به معنای پوشیده از درخت است و از آن‌جا که محل سکونت این قوم پردرخت بوده است به آن لیر گفته‌اند.امان‌اللهی در قوم لُر، نظریات مربوط به وجه تسمیه لُرها را به سه گروه تقسیم می‌کند: برخی، لرها را از نسل شخصی به نام لر می دانند برخی این واژه لر را مشتق از کلمات ایرانی دانسته و عده ای نیز آن را به مکانی منسوب می کنند.. • خاستگاه گروهی از محققان بر اساس شواهد زبان‌شناسی و انسان‌شناسی فیزیکی، لرها را اصالتا ایرانی و یکی از شاخه‌های پارسیان باستان دانسته‌اند،هرچند برخی نیز مانند مولف "تاج العروس" بر اساس متون سده‌های نخست اسلامی، لرها را شاخه‌ای از کردها معرفی کرده اند.برای نمونه مسعودی، لرها را کرد می‌داند و کردها را نیز از نسل منوچهر و ایرج و پیشدادیان می‌خواند؛اما دیگران این نظر را مورد انتقاد قرارداده و نپذیرفته‌اند چرا که از معانی کلمه "کرد" بیابانگرد، چادرنشین و رمه‌گردان است که در آن دوران برای تمامی اقوام صحرانشین بکارمی‌رفته، در نتیجه نمی توان به استناد این متون لرها را شاخه‌ای از قوم کرد خواند و این اشتباهی است که مسافران و جهانگردان نیز به دلیل همجواری و نزدیکی زبانی این دو قوم داشته‌اند. روایت‌هایی نیز که با داستان‌های اساطیری در ارتباط هستند در این باره وجود دارد؛ ابن قتیبه، این قوم را از گروهی می‌داند که توسط وزیر ضحاک(اربابیل) از کشته شدن نجات یافتند؛یعنی همان گروهی که از کشته شدن به منظور تهیه غذای مارهای ضحاک ماردوش نجات یافته و به کوه‌ها گریختند و روایت دیگری نیز هست که نسب کردها و لرها را به نوح می رساند. بنابراین بیشتر اطلاعاتی که امروزه ما درخصوص تاریخ قوم لر از آنها استفاده می کنیم حاصل اشارات و داده های پراکنده موجود در سایر کتب تاریخی است و همین مسئله صحبت کردن از تاریخ این قوم را دشوار می سازد.گرچه اولین اشاره ها به این قوم در منابع مربوط به قرن 4 ه.ق صورت گرفته ولی شواهد باستان‌شناسی،قدمت لرستان را به چهل هزار سال پیش بازگردانده و آثار بدست آمده از این منطقه را که مربوط به دوران‌های پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی است بازمانده هایی از فرهنگ پیش از تاریخ انسانی می داند. لرستان بنابر عقیده گردون چایلد،باستان شناس مشهور، از جمله سرزمین‌هایی است که انسان برای اولین بار در آن به اهلی کردن حیوانات و نباتات پرداخته و کشاورزی و یکجانشینی را به عنوان لازمه پیدایش تمدن آغاز کرده است.از طرف دیگر بررسی ها حاکی از آن است که برخی نشانه های موجود در فرهنگ لری(اسطوره ها،زبان،باورها و...)مربوط به تمدن های بسیار کهن است.بنابراین گرچه نمی توانیم خاستگاه دقیق این قوم را از لحاظ زمانی مشخص کنیم اما می دانیم که از جمله اقوام کهن غرب ایران بوده اند. • تاریخچه حوزه تمدنی قوم لر طی زمان،فراز و نشیب های بسیاری را تحمل کرده و عرصه آمد و شد اقوام متعددی بوده است: - عیلامی ها و کاسی ها اولین قومی که بر پهنه لرنشین حکومت کرده است "عیلامی"‌ها بوده‌اند که تاریخ آن به اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد بازمی‌گردد. عیلامی‌ها از اقوام بومی ایران، آسیانیک‌ها، بوده ‌اند و حوزه تمدنشان استان‌های لرستان، پشتکوه (ایلام)، خوزستان، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و قسمت‌هایی از فارس را شامل می شده است. در همین دوره و همزمان با عیلامی‌ها قوم دیگری به نام "کاسی"‌ها در این منطقه سکونت داشته‌اند که درباره نژادشان اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای آنان را بومیان اولیه لرستان می‌دانند و دیگران آنان را از اقوام آریایی که پیش از مادها و پارس‌ها به این منطقه مهاجرت کرده‌اند می‌شمارند. کاسی‌ها در صنعت ساخت مصنوعات مفرغی بسیار چیره دست بوده‌اند و حدود 600 سال بر بابلی‌ها حکومت می‌کنند.گرچه در نهایت از عیلامی‌ها شکست می‌خورند اما تا زمان هخامنشیان همچنان استقلال خود را حفظ کرده و از هخامنشیان هنگام عبور از سرزمین هایشان باج می گرفته اند.حکومت های عیلامی و کاسی ساکن لرستان در اثر جنگ‌های طولانی با خود و دیگر اقوام ضعیف شده و درنهایت با هجوم ایرانی‌ها از بین رفتند. - ایرانیان بنابرنظر متخصصانی مانند یونگ و گیرشمن، ایرانیان حدود سال‌های 700 یا 800 پیش از میلاد وارد لرستان می‌شوند و هخامنش در 550 پیش از میلاد در پارسواش (پارسوا) که در سرزمین‌های لرنشین قرارداشته حکومت خود را تشکیل داده است. تاسیس و گسترش امپراطوری هخامنشی باعث گسترش زبان پارسی در این منطقه می‌شود. در دوران حکومت خشایارشا و به فرمان او گروهی از یونانیان به این سرزمین کوچانیده می شوند. از دیگر اقوامی که به این سرزمین می‌آیند گروهی از یونانیان هستند که در دوران سلوکی در نهاوند ساکن می شوند. این منطقه در دوران ساسانی از لحاظ تقسیمات سیاسی جزو "پهله" محسوب می‌شده که بعدها اعراب آن را "جبال" خوانده اند. از شهرهای معروف آن دوره شاپورخواست یا خرم‌آباد امروزی است. در دیگر کتب از مهاجرت ساکنان بین النهرین شمالی در زمان حکومت قباد ساسانی به این منطقه سخن رفته است. اقتدار حکمرانان ساسانی در امتداد دوران هخامنشی به مرور، زبان پارسی را جایگزین زبان کاسی‌ها و عیلامی‌ها می‌کند. - اعراب در دوره اسلامی، سرزمین‌های لرنشین نیز مانند سایر سرزمین‌ها مورد هجوم اعراب قرارمی‌گیرد و در سال 21 هجری قمری و پس از فتح نهاوند به تصرف مسلمین درمی‌آید. به تدریج گروه‌هایی از اعراب به این منطقه مهاجرت می‌کنند و با ساکنان آن درمی‌آمیزند. در تاریخ گزیده، از مهاجرت گروهی از اعراب به نام‌های عقیلی و هاشمی از "جبل السماق" شام به منطقه بختیاری در قرن ششم هجری سخن رفته است. به دلایلی از این دست بسیاری از لرها مانند خوانین ایل "باوی" کهکیلویه و تیره "عرب علی بیک" بختیاری خود را عرب می‌دانند. پیروزی اعراب تاثیر عمیقی بر فرهنگ مردم این منطقه دارد چرا که با پذیرش اسلام بخشی از فرهنگ باستانی خود را از دست می‌دهند. با این حال زنده بودن زبان لری گویای این حقیقت است که تسلط اعراب بر این مردم نتوانسته ارتباط آنان را با فرهنگ پیشینشان قطع کند. - کردها تا اواخر قرن سوم هجری قمری و روی کار آمدن حکومت‌های محلی، منطقه لرنشین مستقیما زیر نظر خلفا اداره می‌شود. همزمان با آل‌بویه، حکام "حُسنَویه" بر این منطقه حاکم می‌شوند. موسس این سلسله، حسنویه بن حسین برزیکانی از کردها است. بَدر، پسر حُسنَویه، شاپور خواست و قلعه آن را به قلمرو حسنویه اضافه می‌کند. تسلط کردهای حسنویه بر این سرزمین با هجوم ترکان غزنوی در اوایل قرن پنجم پایان می‌یابد. حمدالله موستوفی در تایخ گزیده می‌گوید که سرزمین‌های لرنشین در سده‌های 3 و4 ه‍.ق. به دو بخش لر کوچک و لر بزرک تقسیم می‌شود و مرز بین دو منطقه رود "دز" بوده است. - ترک ها بعد از حکام کرد،ترکان سلجوقی حکومت رابه دست می‌گیرند و از این دوره ترکان به سرزمین‌های لرنشین وارد می‌شوند. سلجوقیان با یاری امرای لر بر این سرزمین‌ها حکومت می‌کنند. در زمان حکومت حسام‌الدین شوهلی(شولی)، محمد خورشیدی لر در امور حکومتی همراه او بوده است. - اتابکان لر سرانجام شجاع‌الدین خورشید(نوه محمد) در سال 570 ه‍.ق. حکومت محلی "اتابکان لر کوچک" را تاسیس می‌کند. سرزمین‌های تحت فرمان این سلسله، استان‌های ایلام، لرستان و قسمت‌هایی از همدان (ملایر و تویسرکان کنونی) بوده است. اتابکان لر کوچک تا 1006 ه‍.ق. یعنی زمان شاه عباس صفوی حکومت کردند. - والیان لر بعد از انقراض سلسله اتابکان لر کوچک توسط شاه عباس اول، اداره حکومت لرستان به "حسین خان والی" از بستگان آخرین اتابک لر سپرده شد. در زمان شاه عباس "لر کوچک" به "لرستان" تغییر نام داد که شامل پشتکوه و پیشکوه می شد. از این زمان تا 1348 ه‍.ش. (دوره‌های صفوی، افشاری، زند، قاجار و پهلوی) این سرزمین توسط والیان لر اداره شده است. در زمان قاجار، پشتکوه از لرستان جدا شد و نفوذ والیان بر آن کاهش یافت. در نهایت در 1350 ه‍.ش. و با تصرف کل منطقه به دست نیروهای دولتی "پیشکوه" به استان لرستان و "پشتکوه" به استان ایلام تبدیل شد. - قاجاریه همان گونه که اشاره شد تا پیش از روی کار آمدن قاجاریه تمام منطقه لرستان زیر نظر حسین خان والی و به صورت سرزمینی نیمه مستقل اداره میشد اما پس از به قدرت رسیدن قاجاریه، تغییرات چشمگیری در لرستان صورت گرفت .آقا محمد خان به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید .پس از او فتحعلی شاه به تجزیه لرستان پرداخت . چنانکه پشتکوه را مجزا کرد و نفوذ والیان را به همان منطقه محدود ساخت . از آن پس لرستان (پیشکوه ) مستقیما زیر نظر ماموران قاجار که اغلب آنها از شاهزادگان و اطرافیان دربار بودند اداره می شد . - پهلوی با سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن رضا خان در سال 1299 هجری شمسی اقداماتی علیه بعضی ایالات از جمله لرستان به عمل آمد که منجر به در گیریهای شدیدی بین قوای دولتی و ایلات و عشایر لرستان گردید .این درگیریها از 1300 تا 1312 به جنگ و گریز ادامه داشت که سرانجام عشایر لر شکست خوردند و لرستان و پشتکوه هر دو به تصرف قوای دولتی درآمده و تا حدی از هرج و مرج کاسته شد. • نتیجه گیری قوم لر مانند دیگر اقوام ایرانی در گذشته داری ساختار و تشکیلات ایلی و عشایری بوده است که بصورت یک واحد سیاسی- اجتماعی در گستره‌ای معین از نظر جغرافیایی و زمانی کوچ می کردند. از دوران قاجار به بعد به دلایل گوناگونی همچون رواج ساختارهای اجتماعی ارباب رعیتی و کوچ‌های اجباری برای جلوگیری از آشوب‌ها و ناآرامی‌های ایلات و اتخاذ سیاست‌های یکجانشین کردن عشایر به منظور سوق دادن جامعه به سمت جامعه مدرن،ساختارهای پیشین این قوم تغییر کرده و امروز با گسترش یکجا نشینی و تغییر شیوه معیشتی آنان،هرچه بیشتر از گذشته خود فاصله می‌گیرد. پراکنده کردن لرهای زندیه از دوران آغا محمد خان، نقطه شروع این تغییرات است که به دنبال آن سیاست های رضا خان و ملغی کردن مناصبی چون ایلخانی و ایل بیگی و نیز یکجانشینی لرها هرچه بیشتر باعث تضعیف ساختارهای عشیره‌ای و تغییر آن می شود. در مجموع می‌توان گفت که لرها قومی آریایی و پاسی زبانند که هر چند در دوره‌های مختلف با اقوامی مانند عیلامی‌ها، کاسی‌ها، اعراب، ترکان و کردها آمیختگی داشته‌اند اما ماهیت مستقل خود را حفظ کرده‌اند
این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است


مصاحبه ای پیرامون دستور زبان لری
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی:

1-دکتر سلام ، راجع به آخرین کارتان توضیح می دهید؟

درباره زبان لُری کارهای زیادی انجام شده است، از جمله جمع آوری واژگان ، افسانه ها و باورهای دینی وادبیات قوم لُر که همه مردم فرهنگ دوست با این مقوله آشنا هستند ، اما واقعیت این است که خلأ بزرگی در ادبیات و زبان لُری وجود دارد و آن هم عدم وجود فنوتیک مشترک بین گویش های مختلف زبان لُری است ، که باعث از هم گسیختگی و دور افتادن گویش ها مختلف این زبان از هم شده است، .به همین منظور از حدود 5 سال پیش شروع به نگارش کتابی درباره (( دستورزبان لُری )) کرده ام تا شاید بتوانم این دغدغه ذهنی ام را برطرف کنم ، احتمال دارد، این کتاب تا دو سال دیگر آماده نشود ، اما 80 در صد کار صورت گرفته و 20 درصد باقی بسیار دشوار است که شامل گرد آوری فنوتیک یا آوا نگاری مناطق مختلف باقی مانده می باشد.

حدود 500 صفحه این کتاب نگارش شده است و حدود شاید 200 صفحه دیگر باقی مانده است، در این کتاب سعی کرده ام از حیطه استان لُرستان خارج شده و به سایر مناطق لُرنشین از جمله استان های: چهار محال و بختیاری ،کهکیلویه و بویر احمد ، ایلام ، کرمانشاه ، خوزستان ، مرکزی ، اصفهان ، قزوین ، همدان ، جنوب تهران و حاشیه خلیج فارس ( از بندرعباس تا بوشهر) که کمی یا تعدا زیادی از ساکنین آنها لُرند را مد نظر قرار داده ام. به گونه ای که بسیاری از قلم به دستان و اهل فرهنگ این مناطق نیز معتقد به این هستند که آنها لُرند یا نیای مشترکی با لُرها دارند. بنده در این پژوهش با استفاده از جدیدترین روش های زبان شناسی به بررسی فنوتیک زبان لُری در جغرافیای وسیع ایران زمین پرداخته ام. وبا پرداختن به ساختار آوایی زبان و گویش هر منطقه با آوردن شاهد و مثال ویژگی های دستوری گویش هر منطقه را بیان نموده ام. بعنوان مثال، منطقه فامور که در کنار دریاچه پریشان استان فارس است، و دارای گویش لُری خاص خود هستند، به بررسی فنوتیک خاص آن منطقه پرداخته و شاهد و مثال هایی متقن هم ارائه شده است.

نمی دانم این کار کی تمام می شود اما اکثر کارها انجام شده و فقط برخی مناطق خاص باقی مانده اند. عدم آشنایی به فنوتیک زبان لُری باعث عدم اتحاد و انسجام نویسندگان لُر شده است، و همین عدم آشنایی و گرایش قلم به دستان هر منطقه به دستور زبان خاص با رسم الخط خاص خود باعث تشتت آرا شده است، به نظر من همه صاحب نظران باید به یک فنوتیک مشترک که بین هم گویش ها بدون هیچ گونه مشکلی رواج داشته باشد برسند.
 این فکر باعث ایجاد انگیزه در من شده و بر آنم که این کار را به سامان برسانم، به عنوان مثال در زبان لُری دو جور “ل” داریم گُلّ و گِل ….یا دو جور ” ر” داریم سُرّ و سَر …یا دو جور “ی” داریم شیر درنده یا شیر خوردنی!!!… اگر بر اساس اصول علم زبان شناسی و فنوتیک بتوانیم رسم الخط یا دستور زبانی بنویسیم که بدون هیچ مشکلی بین همه گویش ها رایج لُری مشترک باشد توانسته ایم کاری انجام دهیم که رهگشا برای آیندگان باشد.

2- دکتر نظر شما در مورد لُری فیلی (مخصوصا زبان لکی) چیست؟
گُستره زبان لُری بسیار پراکنده است و از دریای خلیج فارس تا دامنه کوههای البرز و قسمتهای وسیعی از کوهها و کوهپایه های زاگرس و دشت خوزستان را شامل می شود. به اعتقاد من وسیع ترین جغرافیای قومی در ایران متعلق به قوم لُر است، هرچند برخی این واقعیت رابه کُردها و تُرک ها نسبت می دهند، به هر حال متاسفانه اطلاعات ما در مورد پیدایش واژه (لک) بسیار کم است ، به گونه ای که هیچ مستندی با قدمت تاریخی به اسم لک وجود ندارد و هر چه ضبط شده به اسم لُر بوده است.
البته خاطر نشان می کنم درباره آنها هیچ گونه تحقیقی علمی و قابل استدلال حتی از سوی خودشان صورت نگرفته است، و هرکس راجع به آنها مطلب نوشته یا کُرد بوده و آنها را به قوم کُرد منتسب کرده یا این که لُر خرم آبادی بوده و آنها را به قوم لُر منتسب کرده ، هرچند در میان دراویش لک پسوند های لُر یا لُرستانی در اسمشان به وفور دیده می شود! و این مؤید بسیاری از چیزهاست .

3-نظر شما در مورد قوم لُر چیست؟
لُرها از اقوام اصیل ایرانی اند یعنی جزء ساکنین اولیه ایران هستند، به گونه ای که هیچگاه در هیچ جای تاریخ راجع به مهاجرت قوم لُر به ایران مطلبی نوشته نشده است، به غیر از کوچاندن لُرهای سوریه و مصر توسط صلاح الدین ایوبی به لُرستان که آن هم بازگرداندن این قوم از این مناطق بوده است. لُرها تاریخ درخشانی دارند که وقتی آدم به این گذشته درخشان می نگرد، احساس غرور می کند، اما متاسفانه به خاطر مسائل جامعه شناختی، اتحاد و همبستگی بین قوم لُر وجود ندارد، یا حداقل به خود آگاهی نرسیده است، اگر دقت کنید 50 درصد واژگان لُری در اوستا به وضوح قابل رؤیت است، و این یعنی این که لُرها مهاجر نبوده و نیستند.

در حالی که راجع به سایر اقوام ، وجود نوعی مهاجرت به اثبات رسیده است. برخی قوم لُر را به لولوبی ها منتسب می کنند که دور از ذهن نیست، چرا که آثار و شواهد باستان شناسی مؤید این مطلب است، به هر حال لُرها تاریخ برجسته ای دارند، بعنوان مثال آریو برزن سردار معروف لُر که در تاریخ لُرهای کهکیلویه و بویر احمد بعنوان کسی که در مقابل سپاه اسکندر ایستاد و آن را در هم شکست معروف است ، او در منطقه کهکیلویه و بویراحمد با سپاهی اندکی سد بزرگی بر سر راه اسکندر بود.
در میان روایات شفاهی لُرهای کهکیلویه و بویر احمدی آریو برزن را از نیاکان خود می دانند. هرچند برخی از نویسندگان معاصر کُرد آن را به خود منتسب می کنند، اما تاریخ هیچگاه راجع به وجود قوم کُرد در منطقه کهکیلویه و بویراحمد چیزی ضبط نکرده است، مگر این که آنها قوم لُر را زیر مجموعه قوم کُرد بدانند، که این را نه من بلکه بسیاری از تاریخ دانان رد می کنند.
اصولآ کُردها علاقه دارند تمام دلاوران و نام آوران تاریخ خصوصاً دلاوران و نام آوران لُررا به نام خود ثبت کنند. که این بغیر از تعصب چیز دیگری نیست و بنیان علمی ندارد. از اینها که بگذریم قوم لُرکسانی چون کریم خان زند ، رییس علی دلواری ، سردار اسعد بختیاری و .. را در بطن خود ضبط کرده، تاریخ دلاوری دلیران تنگستان و امثال هم را فراموش نخواهد کرد. بنده با تحریف تاریخ به شدت مخالفم . در این که لُران قوم دلیر و شجاعی بوده اندو در طول تاریخ دارای تأثیر گذاری منطقه ای و فرا منطقه ای بوده اند جای هیچ شکی نیست . اما جدا از ایران و بدون ایران تصور لُرها ممکن نیست.

4-نظر شما در مورد پان ایسم های فارس و کُرد… که لُر را زیر مجموعه خود می دانند چیست؟
با این نظرات به شدت مخالفم، و اعتقاد راسخ دارم که زبان لُری کاملاً مستقل است ، که البته روابط متقابلی با فارسی و کُردی دارد. باید خاطر نشان کنم که فارسی – کُردی -لُری از زبان پهلوی گرفته شده اند. و به خاطر گرایش زبان پهلوی به سادگی در طول تاریخ ، لُری ، کُردی ، و فارسی از آن انشقاق پیدا کرده اند که در این بین فارسی زبان درباری بوده است.
شما اگر نگاهی به اوستا و یا متونی که به زبان پهلوی نوشته و موجودند بکنید، ریشه بسیاری از این لغات و واژگان آن را در زبان لُری ،فارسی و کُردی خواهید دید که در این بین سهم زبان لُری بیشتر از آن دوتا است. هرچند اخیراً برخی گویش های لُری از جمله بروجردی یا ملایری را با عناوینی “فارسی محلی” یا زبان های غیر لُری اسم می برند اما این از عدم آگاهی یا شاید غرض ورزی اصحاب این تفکرات است.

5- دکتر چرا لُرها اعتماد به نفس ندارند واغلب روشنفکران لُر هویت خویش را از دیگر اقوام پنهان می کنند؟
هرچند قوم لُر قدیمی ترین شهرنشینان ایران زمین اند، ساکنین باستانی و کنونی شهر شوش دانیال این کهن شهرایران زمین لُر زبان هستند. اما متاسفانه به خاطر این که لُرها در گذشته نه چندان دور اغلب عشایر و چادر نشین بوده اند، و با مراکز شهر نشینی مجاور و معاصر خود روابط زیادی نداشته اند و به خاطر دامداری و کشاورزی خودکفا بوده اند ،چون در بین سایر اقوام به عنوان کوه نشین ، اشرار و سر گردنه گیرو چوپان معرفی شده اند و عقب افتادگی فرهنگی کنونی آنان که محصول دو قرن اخیر است، در طول زمان این ذهنیت را برای سایر اقوام به وجود آورده که لُرها متمدن نیستند ، باعث این سرخوردگی ها شده است، اما حقیقت این است که در دورانی که تهران کوره دهاتی بوده است، مناطق لُرنشین از جمله همین دهلران که اکنون شهر کوچکی است قدمت چند صد ساله دارد ، اما دوران به گونه ای رقم خورد که لُرها کم کم به حاشیه بروند … این ذهنیت برای لُرها آزار دهند است به همین خاطر برخی از آنها به خاطر غرور فرو شکسته خود در میان جامعه ایرانی خود را کُرد یا فارس معرفی می کنند و این برای قوم آزاده لُر آزار دهنده است.

6- به نظر شما مناطقی از ایلام که خود را لُر می دانند، نمی توانند صدا وسیمای مستقلی از مرکز استان داشته باشند؟
من مخالفم چرا که اولن این مناطقی که شما می فرمایید حدود یک سوم استان هستند، از طرفی ایلام همان لُرستان پشتکوه است، ولی صدا و سیمای مرکز ایلام باید به فرهنگ گذشته این استان توجه کند، بعنوان مثال برنامه جداگانه ای را برای مناطقی که فرمودید تهیه کند، و اگر این امر صورت نپذیرد با گذشت زمان و به وجود آمدن این نیاز خود به خود افکار عمومی این مناطق به این سمتی که شما فرمودید سوق داده می شود. به هر حال به نظر من صدا و سیمای مرکز ایلام باید با دقت نظر و وسواس برای فرهنگ و زبان لُری برنامه بسازد و پخش کند و گستره جغرافیایی خود را به این مناطق هم بکشاند. چرا که در گذشته نه چندان دور بسیاری از اقوام کنونی که کُرد شده اند مثلاً رشنوادی ها یا طولابی ها در اصل لُر بوده اند ، و برخی مثل چند تیره از شوهان ها هنوز گویش لُری خود را حفظ کرده اند.

—————————————————————————————————————————————————

دکتر کرم علیرضایی متولد سال 1339 در شهر دهلران و دارای مدرک دکترای ادبیات، از دانشگاه تهران است. در حال حاضر رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهلران می باشد، بی هیچ شکی او یکی از بزرگترین و پُر کار ترین محققان در باره فرهنگ لُری بوده است، از جمله آثار منتشر شده ایشان، می توان به این کتاب ها اشاره کرد :
1-تاریخ و فرهنگ سرزمین کهن 2- ضحاک اژدهافش 3- میر نورز شاعر ناشناخته لُر 4- اتیمولوژی واژگانی از گویش های غرب ایران 5- مثل های ایلامی 6- فرهنگ واژگان لُری و کُردی 7- دستور گویش ایلامی 8- بازیهای محلی سرزمین ایلام 9- مهر پرستی در ادب فارسی 10- فرهنگ واژگان محلی در گستره ادب فارسی 11- مندیل خیال 12- رجعت در فرهنگ بشری 13- استرلاب عشق و آخرین کتاب او که در دست تألیف است «دستور زبان لُری» که شاید بزرگترین و عظیم ترین فعالیت او در زمینه ادبیات و فرهنگ لُری است


جامعه بختیاری نگهدار سنت های کهن تاریخی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی:

گفت و گوی محمد رضا اسکندری با فرشید خدادادیان نویسنده  و استاد دانشگاه. آقای خدادادیان چندین سال است که مردم و فرهنگ‌دوستان بختیاری برخلاف گذشته که وقتی کسی در شهرهای بزرگ می‌خواست با همشهری خود بختیاری حرف بزند دچار خود کم‌بینی می‌شد‌؛ حال نه نتها به لر بختیاری بودن خود افتخار می‌کنند بلکه در سراسر ایران در رابطه با رسیدن به هویت خویش تلاش می‌کنند. چه اتفاقی باعث این هویت‌طلبی مردم بختیاری شده است؟ هویت‌خواهی >>>

هویت قومی مردمان زاگرس نشین
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی:

090415_piayal

حوزه جغرافیایی : محدوده جغرافیایی لرها شامل قسمت وسیعی از جنوب غربی و جنوب ایران است که از نواحی بندر بوشهر و نیز کوهمره سرخی در جنوب غربی شیراز شروع و تا نواحی مرز ایران و عراق ادامه می یابد .
جمعیت : ارائه آمار دقیق درباره حمعیت لرها به دو دلیل اساسی دشوار است دلیل اول آن که تاکنون آماری از جمعیت لرها در دست نداریم دلیل دوم پراکندگی لرها در مناطق وسیعی از ایران است مثلا در استان فارس لرها نه تنها در مناطق مختلف این استان زندگی می کنند بلکه گروههایی از آنها در شهر شیراز به طور پراکنده به سر می برند.

در استان خوزستان نیز به همین گونه است گروههای لر با توجه به جمعیت آنها به ترتیب عبارتند از : لرهای لرستان ، لرهای بختیاری ، لرهای کهگیلویه و بویر احمد ، لرهای استان فارس ، لرهای خوزستان ، لرهای استان بوشهر ، لرهای استان همدان ، لرهای استان ایلام ، استان همدان ، لرهای هرمزگان ، لرهای استان قزوین ، لرهای استان مرکزی و لرهای استان قم .

منشا و هویت قومی لرها: اکثریت مورخین بر این قول هستند که لرها از اصل و تبار آریایی و بنابراین ایرانی هستند و پیش از ورود تازیان و ترک و تاتار در این سرزمین بوده اند. «راولینسون» می نویسد زبان آنها از فارسی قدیم گرفته شده است که با پهلوی زبان ساسانی تجانس ولی از جهاتی با آن تفاوت دارد حال که می توانیم به احتمال قوی قبول کنیم که ایشان بازماندگان نسل و نژادی اصیل هستند ، پس احتیاجی به این گفتار نیست که بعضی از نویسندگان اصل آنها را از ناحیه باکتریا (بلخ) پنداشته اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنم آنها را نسل و نسب ایرانی هستند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند .

زبان: زبان یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده هویت قومی به شمار می آید از این رو بررسی آن برای شناخت منشا قومی ضروری است. آن چه مسلم است زبان لری مشتق از زبان پارسی باستان است «راولینسون» این واقعیت را حدود 160 سال پیش در سفر به لرستان و بختیاری به درستی دریافته بود. بررسی زبان لری که در بخش مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه هاروارد صورت گرفت حاکی از پیوند نزدیک این زبان با زبان فارسی است همچنین بررسی ساخت دستوری و واژگانی گویش لری بویر احمدی و فارسی بیانگر این واقعیت است که هر دو از پارسی میانه ساسانی منشعب شده اند پارسی میانه ساسانی نیز به نوبه خود دنباله پارسی باستان بوده است .

بررسی های خصوصیات جسمانی لرها به وسیله «دانیلو» ، «ریپلی» و «هنری فیلد» نیز نشان داده است که لرها قومی ایرانی الاصل هستند دانیلو معتقد است که : ((لرها خالصترین قبایل ایرانی می باشند …. ) ریپلی نیز بر این باور است که: (( نوع ایرانی خالص فقط در دو ناحیه پیدا می شود یکی در میان مردم فارس اطراف تخت جمشید و دیگری در میان لرها یا کوه نشینان مغرب.)) اکنون شکی نیست که لرها شعبه ای از قوم پارس هستند همچنین می دانیم که پارسها در هزاره اول پیش از میلاد به ایران وارد شده اند حال این پرسش مطرح است که سرنوشت اقوامی چون ایلامیان (علامیان) و کاستی های که پیش از آمدن ایرانی ها در مناطق لر نشین زندگی می کرده اند به کجا انجامیده است و رابطه آنها را با لرها چگونه می توان تعبیر کرد؟

در پاسخ به این پرسش می توان گفت که ایلامیان و کاستی ها با گذشت زمان جذب اقوام ایرانی شده اند به عبارتی دیگر، به تدریج زبان، دین و فرهنگ پارسی ها به جای زبان، دین و فرهنگ آنها نشسته است بر این اساس پس از استقرار پارسی ها سه گروه یعنی ایلامیان (علامیان) کاستی ها و پارسها با فرهنگهای متفاوت در مناطق لر نشین زندگی کرده اند اما پس از غلبه پارسها سرانجام هویت ایلامیان (عیلامیان) و کاستی ها دگرگونی یافت و هر سه قوم با هویت و احدی یعنی پارسی ظاهر شدند .

بنابراین چنین به نظر می رسد که تا پیش از استقرار اسلام در ایران زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی) که از زبان پارسی باستان مشتق شده بود زبان اصلی بوده است هر چند امکان دارد که گروههایی از ایلامیان هنوز به زبان اصلی گفت و گو کرده باشند اما در قرون اولیه اسلامی تحولاتی صورت گرفت که سرانجام منجر به پیدایش هویت قومی جدید در بین شاخه ای از پارسها شد که به عنوان لر شناخته شدند یکی از مهمترین عوامل در پیدایش لرها همانا انشعاب در زبان پارسی میانه و پیدایش گویشهای تازه ای چون فارسی،لری و دیگر گویشها بوده است.
دیگرآنکه در همین زمان است که نام لر بر ساکنان زاگرس میانی گذاشته می شود از آن گذشته پذیرفتن اسلام نیز در شکل گیری هویت تازه کاملا موثر بوده است زیرا رکن اساسی فرهنگ مردم این سامان را تشکیل داده است بنابراین مردمی که امروز به عنوان لر شناخته می شوند از ترکیب سه گروه یعنی ایلامی ها (عیلامی ها ) کاستی ها و پارسها پدید آمده اند اما مهمترین عوامل موثر در هویت قومی لرها همانا زبان، فرهنگ و آداب و رسوم، لباس و احساس همبستگی قومی و دین هستند.

تاریخ : گذشته لرها با منطقه زاگرس میانی گره خورده است زاگرس میانی به منطقه ای می گویند که میان شیراز و کرمانشاه -ایلام قرار دارد واستانهای لرستان و ایلام ، بختیاری کهگیلویه – بویر احمد و نیز شهرستان ممسنی را در بر می گیرد این منطقه یکی از مناطق کهن جهان به شمار می رود که در طول چهل هزار سال گذشته همواره جوامع انسانی و فرهنگهای مختلفی را در دل خود پرورانده است و شاهد مراحل مختلف تکامل فرهنگ از دیرینه سنگی میانه سنگی و نو سنگی تا مرحله شهر نشینی و تمدن بوده است آشکار است که بررسی پیشینه لرها که از بازماندگان اقوام گوناگون چون ایلامیان کاستی ها پارسها و نیز اقوام پیش از آنها هستند و نیز از آن رو که این اقوام به علت نبود خط ناشناخته مانده اند کاری دشوار خواهد بود.


← صفحه بعد